شعر.....
منطقه سیمک در قالب یک شعر.....

ده اول درب انار پر پیچ و خم
مردمانش اهل جودند و کرم
بعد از آن تا رد شدم دل شاد بود
نام آن روستا علی آباد بود
رفتم آن بالا دیدم اوه مای گاد
مردمان ساده ی اسلام آباد
عبدل آباد و یه دنیا خاطره
این صدا نعمت یا حاجی کارگرِ ؟
ده بعد درب آسیابِ با شکوه
سبز و خرم واقعِ بین دو کوه
اون بالا بالا دهِ بیدوئیه
بس که خوب هستن کم اومد قافیه
اینهمه وصف و کمال و دُر ناب
در یه ده جمعند و اندر یک حساب
اینهمه ده که پر از رمزند و راز
دور یک ده در طوافند و نماز
نقطه پرگارشان سیمک است و بس
پایتخت دِه شان سیمک است و بس
شاخ پر باریست که خم آورده است
شعر احسان واژه کم آورده است
سیمک یعنی (سین) آن سبز بهار
سیمک یعنی با صفا ترین دیار
سیمک یعنی (یا) بود یاس سفید
سیمک یعنی سرخی خون شهید
سیمک یعنی (میم) آن مستی مدام
سیمک یعنی همچو یک ماه تمام
سیمک یعنی (کاف) آن کانون عشق
سیمک یعنی مسند قانون عشق
کهنه خاک سرزمین اریاست
زادگاه شیرمردان خداست
بوی گندم بوی باران میدهد
بوی عشق و مهر یاران میدهد
چشمه اش جوشان و خاکش گوهر است
اری اری این بهشتم باور است
باده نوشان از خمش ساغر زدند
ده کبوتر از زمینش پر زدند
ده کبوتر برده اندش تا به بام
ده کبوتر داده اندش فخر و نام
ده کبوتر از همین خاک عزیز
ده یلِ مهوش رخِ دشمن ستیز
گر چه ده لاله به خون اورده است
صد هزاری بی نشون پرورده است
خاک پاکش سرمه چشم من است
دشمنش را کینه و خشم من است
مهد عشق و مستی و نام اوریست
سیمکْ، احسان، سرزمین مادریست
سروده : احسان پیشه ور
..::وبلاگ منطقه سیمک::..